شوق لمس دوبارهت... شوق وصال آغوش گرمت...من بهش نیاز دارم...... بعید میدونم برات قابل تصور باشه که تا چه حد دلم برات یه ذره شده!ولیباید گاهی نباشی... من واقعا به شوق وصالت نیاز دارم...
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 1:45 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...
|
۱) "اعتقادات من، باورهای من در "حال" زندگی من است!تضمینی برای ثابت ماندنشان در آینده نیست!"۲) مع
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
تاريخ: يکشنبه
9 آذر
1404 ساعت: 19:52